خرید بک لینک
دوباره خوابت رو دیدم ! نکته جالب این بود که دیشب قبل خواب به هرچیزی که بگی فکر میکردم جز تو . لامصب تو چقدر به من فکر میکنی که اینقدر ولو یی تو خواب من ؟!
اومده بودیم خونه شما ، خونتون اون خونه همیشگی نبود ، جدید بود . داشتیم آماده میشدیم که بیایم خونه ما و تو هم داشتی می اومدی خونمون برای خواستگاری از من ! و من داشتم میگفتم اون پیرهن پلنگی ام رو بپوشم ؟
تو داشتی به مامان من میگفتی مامان و من بهت گفتم من وقتی مامان صداش میکنم خوشش نمیاد تو هم مامان صداش نکن !
تو چرا اینقدر توی خواب منی ، هوم ؟

برچسب: نویسنده: نیما مرادیان تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 21:03

صفحه بندی